سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
باغ ارغوان
نزدیکترین مردم به درجه پیامبری، اهل دانش و جهادند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
باغ ارغوان
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  •    1   2      >

                   

    م - ف ::: چهارشنبه 22/3/87::: ساعت 12:45 عصر
    نظرات دیگران: نظر

                                       

    م - ف ::: سه شنبه 21/3/87::: ساعت 8:4 صبح
    نظرات دیگران: نظر

     نشست « سروش، جریان اصلاح طلبی و دستگاه های


     برگزار شد.


         پیام فضلی‌نژاد در نشست  «سروش، جریان اصلاحات و دستگاه های اطلاعاتی غرب»،  با اشاره به افکار و نظریات عبدالکریم سروش از قبل از انقلاب تا به امروز گفت: سروش حامل بار معرفتی نظام فرماسونری و نظام سلطه در ایران است که از غرب و در زمان تحصیل در انگلیس به همراه آورده است.
         عضو مرکز پژوهش های مؤسسه کیهان افزود: طبق مستنداتی که وجود دارد، سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، تنها راه براندازی حکومت بنیادگرای جمهوری اسلامی ایران را مبارزه با روحانیت و قرار دادن روشنفکران در برابر آن ها می‌دانند.


        فضلی نژاد در ادامه خاطر نشان کرد: غرب به دنبال تسخیر افکار جوانان ایرانی و استفاده از روشنفکران غرب زده به عنوان منبع تغذیه فکری جوانان است.


        این پژوهشگر دانشگاه یادآور شد: سروش یکی از فعالان آشوب‌های شبه‌دانشجویی، هیجدهم تیرماه 87 بود که پس از برپایی این آشوب ها به سرعت از لندن به تهران آمد.


        وی سروش را وابسته به حلقه های فراماسونری دانست و گفت: حمایت سروش از یهود و صهیونیزم نشان دهنده ارتباط مستقیم او با حلقه‌های فراماسونری و صهیونیزم است.


        ایشان به محکوم کردن حکم ارتداد سلمان رشدی از جانب سروش اشاره و تصریح کرد: سروش در اوایل انقلاب به عنوان سخنگوی ستاد انقلاب فرهنگی فعالیت می کرد که بعدها به دلیل  این  که  منصوبین حضرت امام خمینی(ره) در این کمیته را فاشیسم مسلک می دانست و همچنین به دلیل مخالفت با  مبارزه  نظام  مقدس جمهوری اسلامی با نحله‌های منحرف فکری همچون نهضت آزادی، از این  ستاد استعفا کرد.
    فضلی نژاد در پایان تصریح کرد: دکتر سروش، اسلامی شدن دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی و آموزشی را به هیچ عنوان مقبول و مطلوب نمی‌دانست.



    م - ف ::: سه شنبه 21/3/87::: ساعت 7:19 صبح
    نظرات دیگران: نظر


    عشق یعنی دل سپردن در الست 


    از می وصل الهی مستِ مست


     


    عشق یعنی ذکر ناموس خدا


    یا علی گفتن به زیر دست و پا


     


    عشق یعنی جلوه صبر خدا


    شرم ایوب نبی از مرتضی


     


    عشق بر دلداده فرمان می‌دهد


    عاشق جان داده را جان می‌دهد


     


    عشق باعث شد که دل سامان گرفت


    پشت درب خانه زهرا جان گرفت


     


    عشق یعنی انقلاب فاطمه


    از کبودی چشم تار فاطمه


     


    عشق یعنی عشق ناب فاطمه


    بیت الاحزان خراب فاطمه 


     


    شهادت ام ابیها دخت نبوت همسر ولایت مادر امامت


    حضرت فاطمه زهرا  (س) را به تمامی شیعیان تسلیت می گویم.


    تو را فاطمه می خوانم! ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آیینه ای است پاک شده از زنگار های غبار ...ای تصویر روشنایی ها...ای پاک ترین آبها ، بی ذره ای گرد و کدورت !


    و ای زلال محض و شفافیت مطلق ... تو را زهرا میگویم که خورشید وار بر وسیع ترین افق آسمان میدرخشی بی آنکه غروبی برای تو باشد.


    تو را مبارکه میسرایم که آوازه برکت و کرامتت موج وار اقیانوس هفت آسمان را به تلاطم می آورد. تو را راضیه میخوانم که میان موج مصیبت ها و سختی ها ایستاده ای و قایق زندگیت همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد.اگر چه راه جزیره ای که تو به سویش می رفتی موج خیز بود و طوفان زا اما زورق تو محکمتر از آن بود که تن به خشم دریای قهر بسپارد .


     مرضیه میگویمت بانو! که زیستن تو ، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو ، همه همان بود که خدایت خواسته بود. تو را طاهره مینامم که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ های تاریخ نشسته ای و پاک تر از همه بوستان های بهشت و زلال تر از کوثری. چگونه زبان با واژه های محمدود وجود بی انتهای تو را بسراید؟


    ببخش بانو که بضاعتم اندک است و معرفتم محدود .امشب به وعده گاه نخستین باز میگردی.آنجا پدر به اشتیاق در انتظار توست و ملائک بهشت را به نام تو آذین بسته اند .اما بانو اینجا علی که داغ تو ذالفقار صبرش را شکسته است هر صبح انتظار ابن ملجم را میکشد. رفتی اما ز تو منظومه غم بر جا ماند با دل خسته و بشکسته علی تنها ماند.


    و در آخر به نیابت از همه عاشقان زهرا: خدایا! خداوندا!یادگار فاطمه (س)را بر ما برسان تا عقده ای که به طول تاریخ مظلومیت شیعه بر صفحه دل عاشقان فاطمه داغی دردناک حک کرده التیام بخشد.


    آمین ...


        حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
    خلقت از روز عزل مدیون عطر یاس بود

    ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
    گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود


     



     



    م - ف ::: چهارشنبه 15/3/87::: ساعت 9:0 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    شناخت قیام 15 خرداد


    یکی از مسائلی که پس از فوت حضرت آیت الله بروجردی اتفاق افتاد و جریان فقاهتی اسلام را وارد عرصه سیاسی نمود قیام 15 خرداد 42 بود که از سوی رژیم شاه بی رحمانه سرکوب شد.


    در تاریخ ایران تنها حامی احکام الهی و ارزشهای انسانی روحانیت بوده است و دولتها نیز سعی      می کردند حرمت حضور و نفوذ آنها را نگه دارند و به طور علنی به اسلام تعرض نکنند. درک این مهم برای محمدرضا پهلوی که شخص آلوده بود بعید می نمود لکن اطرافیان شاه سعی داشتند موضوع را باو تفهیم کنند. لذا شاه و درباریان برای حفظ ظاهر هیچ تمایلی به برخورد مستقیم و خشونت آمیز با روحانیت نداشتند و بیشتر سعی می کردند به جلب نظر و حمایت آنها برنامه های خود جامه عمل بپوشانند.


    در خصوص انجمنهای ایالتی و ولایتی پس از چند تلگراف از امام و مراجع دولت تسلیم نظر علما شد و لایحه را رسماً لغو کرد.


    شاه از قدرت گرفتن روحانیت مخصوصاً از هنگامی که مرجعیت در شخص حضرت امام خمینی برای عامه مردم درآمد وحشت داشت و نمی خواست امتیاز به روحانیت بدهد.


    حضور و استقرار امام خمینی در جایگاه مرجعیت تحولی اساسی ایجاد کرد و هر نوع محافظه کاری و پرهیز از سیاست را در سران حوزه منتفی ساخت.


    امام خمینی که در ملاقات با امینی به پند و اندرز اکتفا کرده بود در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی موضع خود را شدت بخشید و دولت علم را تهدید کرد. (صحیفه نور، ج 1، ص 43، تلگراف به علم مورخ 15/8/41)


    پس از ختم غائه انجمنهای ایالتی و ولایتی امام لحن خود را تندتر کرد و در قضیه رفراندم عمومی بهمن 41 طی پیامی به ملت ایران، از تجاوز دستگاه حاکم به احکام مقدم اسلام و قرآن و قصد دولت برای نابودی اسلام و روحانیت پرده برداشت. (صحیفه نور، ج 1، ص 53 و 54 پیام اسفند 41)


    پس از آن امام مستقیماً مردم و روحانیت را به مقاومت در برابر سرنیزه های زنگ زده و پوسیده و مقابله رودررو با رژیم فرا خواند (همان، ص 59) و از علما خواست که عید نوروز 42 را بعنوان مبارزه منفی علیه رژیم تحریم کنند. (همان، ص 61)


    شاه که امید به مصالحه و سازش با امام نداشت کم کم ماهیت اصلی خود را آشکار ساخت و روحانیت را مرتجع و «صد برابر خائن تر از حزب توده» و همدست کمونیستها معرفی کرد.


    در دومین روز از سال 42 که مصادف با شهادت امام صادق علیه السلام بود فاجعه فیضیه را بوجود آورد.


    امام پس از این فاجعه رژیم را بدتر از مغول توصیف کرد و مبارزه را یک گام دیگر پیش برد. (همان، ص 74 ـ 65)


    امام پس از کشتار فیضیه تقیه را حرام دانست و در اعلامیه ها و سخنرانیهای خود مستقیماً نه تنها به شاه بلکه به آمریکا و اسرائیل نیز حمله کرد.


    «... شاه دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش، شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام و ... شاه دوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضحلال آثار رسالت حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال تقیه حرام است و اظهار حقائق واجب ولو بلغ مابلغ. (همان، ص 74)


    امام در یکی از پیامهای خود بطور صریح به دولت اعلام کرد: «من اکنون قلب خود را برای سرنیزه های مأمورین شما حاضر کرده ام» امام در جواب آیت الله حکیم که خواسته بود به نجف بیایند نوشت: «با هجرت مراجع و علماء از قم به نجف مرکز بزرگ تشیع به دامن کفر و زنده می افتد و بدین لحاظ ما عجالتاً در این آتش سوزان به سر برده و با خطرهای جهانی صبر نموده از حقوق اسلام و مسلمین و از حریم قرآن و استقلال مملکت اسلام دفاع می کنیم.» (همان، ص 78، 23/1/42)


    امام در آستانه محرم 1383 (خرداد 1342 شمسی) به وعاظ و هیأتهای مذهبی گوشزد کرد «مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی دستگاه جابر را بیان و مخصوصاً خطر اسرائیل را به مردم گوشزد کنند. (همان، ص 90 ـ 91)


    اوج سخنان امام در عصر عاشورای همان سال بود که دستگاه حاکم را به دستگاه جبار بنی امیه تشبیه کرد و شدیدترین حملات را متوجه شخص شاه و حامیان خارجی او نمود و شاه که مصمم به برخورد بود امام را دستگیر و در تهران زندانی نمود.


    مردم در اعتراض به دستگیری مرجع بزرگ عالم اسلام در قم تهران و شهرهای بزرگ دست به تظاهرات عظیمی در 15 خرداد 42 زدند که توسط رژیم در ورامین و پیشوا و قم به شدت سرکوب و هزاران نفر شهید شدند.


    از ماههای پس از 15 خرداد 42 رفتار رژیم نسبت به مخالفین بخصوص علما و روحانیون با خشونت بیشتری شکل تازه ای یافت حتی جمعی از کسبه و تجّار باتهام تحریک مردم در 15 خرداد در معرض اعلام قرار گرفتند و برای اولین بار شایعه محاکمه و اعلام امام در کشور پخش شد.


    تحت فشار مردم و علماء امام پس از چند ماه از زندان آزاد شد که رژیم با یک کار تبلیغی و سیاسی اینکار را انجام داد. روزنامه دولتی اطلاعات پس از آزادی امام مدعی شد که بین رژیم و روحانیت تفاهم شده و در برنامه های اصلاحی رژیم و روحانیت هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. اطلاعات 18 و 19/1/43 رژیم با طرح این مسئله می خواست امام را از مبارزه منصرف سازد ولی امام پس از اطلاع از موضوع با صراحت فرمودند: کدام انقلاب؟ کدام ملت؟ این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟ آقایان که در دانشگاه هستید برسانید به همه که روحانیت با این انقلاب (انقلاب سفید شاه و ملت) موافق نیست.


    در بخشی از سخنان خود باز هم تکرار کردند: «خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد.» (همان، ص 99، سخنرانی 23/1/43)


    امام در سالگرد 15 خرداد قیام 15 خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام کرد.



    م - ف ::: سه شنبه 14/3/87::: ساعت 9:0 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    ??خرداد جریان خون مذهب و شور ایمان در اندام رخوت گرفته مردم ایران بود .


    15 خرداد آغاز یک حرکت مذهبی و انقلاب اسلامی بود که با رهبری امام این زندگی بخش امت و زنده ساز ایران و مجدد اسلام در 22 بهمن 57 به پیروزی رسید


    .15 خرداد مشعلی فروزان از خون و عشق و شهادت بود که در دست طلبه و دانشجو همه ساله بر افراشته می گشت و فیضیه و دانشگاه هر سال در این روز برای شهدای 15 خرداد فاتحه میخواند تا راه فتح را بگشاید و به سوگ مینشست تا ملت را به قیام راه دارد


     


    15 خرداد اگر جانی دارد و تازه است حیات خود را از نفس مسیحایی روح خدا به عاریت دارد


     .15 خرداد آغاز حرکت مکتبی ملت مسلمان ایران است . روز امام است.روز امت است روز بیعت با امام است.روز میثاق خون و پیمان با شهادت است


    15 خرداد موج متلاطمی بود که از قم آغاز شد و قم یک تاریخ است.یک فرهنگ و یک مکتب است.
    15 خرداد این نبض پر طنین تاریخ .این جان دین در چله روز فقط یکی از ایام الهی است که امام بر تارک تاریخ نشانده است.


    خرداد یک تاریخ است و نیمه آن اوج خورشید یک روز بلند و گرم و جوشان.


    15 خرداد قلب پر تپش و خون فشان اسلام نبض تاریخ معاصر و آغاز حرکنت مکتبی است که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید


    خدایا ! خدایا!ما را همواره قدردان امام و شهدا 15 خرداد قرار ده که 15 خرداد انفجار فجر رستگاریست.



    م - ف ::: سه شنبه 14/3/87::: ساعت 8:0 صبح
    نظرات دیگران: نظر

                                  



    م - ف ::: یکشنبه 12/3/87::: ساعت 12:45 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    هالیوود در پی یک برنامه ریزی بسیار دقیق ، قصد دارد تا علاوه بر مال اندوزی ، امریکا را به عنوان زمینه ساز منجی آخرالزمانی ــ البته آنگونه منجی که خود مورد نظر دارد ــ به مردم دنیا معرفی کند و از این طریق کشتار و جنایات خود را کمرنگ جلوه داده و مالکیت مخّرب ترین سلاح های اتمی اش را توجیح کندبه همین منظور از ابزار سینما به عنوان مؤثرترین وسیله تأثیر گذاری استفاده می کنند .


    با توجه به گفت? "پستمن" جامع شناس و پژوهشگر ارتباط جمعی و استاد دانشگاه نیویورک که انتقال معلومات را به سه دوره تقسیم می کند :


    1- دوره گفتار   2- دوره نوشتار 3- دوره تصویر


    و عصر ما دوره تصویر است و هالیوود که بزرگترین شرکت فیلم سازی جهان است سالانه هفتصد فیلم تاثیر گذار در جهان را تهیه می کنند و پانزده میلیارد دلار در سال سود خالص از این راه بدست می آورند . و از این فیلم ها 78% جهان هم تغذیه می شوند.فیلم هایی که ساخته می شود همزمان با سودی که دارد نقش موثری در فرهنگ سازی جوامع دارد مثلا تایتانیک که دو میلیارد بیننده را مجذوب خود کرده است . روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که هیچ کلام و عکسی مانند تصویر در ذهن بیننده تاثیر نمی گذارند چون طبق یافته های این علم هر تصویری معادل هزار کلمه است درگیر کردن احساسات و ادراکات انسانی است . سخنورها معمولاً ادراکات را تحت تاثیر خود قرار می دهند و فیلم های بی محتوا احساس را و فیلم های هدفمند ادراکات و احساسات را همزمان درگیر می کند .


    بنیانگزارن سینمای آمریکا که در رأس آنها سرمایه داران یهود که با تاسیس استدیو های خود در حومه شهر لس آنجلس اهداف مهم و طولانی مدت را دنبال می کند که عبارتند از :


    بحث ارزشهای مادی گرایانه که امروزه در ارزشهای آمریکایی متبلور است و شامل انحرافات جنسی ، خشونت و جادوگری می شود .


    جهانی کردن اسطوره ها و خرافات و دروغ های صهیونیسمی یهودی و عقب ماندگی و بی تمدن نشان دادن دشمنان خود و تحقیر آنان خصوصاً مسلمانان. فیلم هایی چون محاصره و دروغ های حقیقی الگودهی و آموزش نسل جدید کشورهای مختلف همانگونه که خود می پسندند بسیاری از فیلم های قهرمان پرور غربی مانند آرنولد شوارت زینگر و فرانکی با همین هدف ساخته شده اند .


    با توجه به بررسی صورت گرفته کنش انسانی اغلب محصول دریافت های شهودی است تا دریافت های عقلانی . از آنجا که عنصر اصلی تصویر است و جایگاه ویژه ای در دستگاه فکری و روانی انسان دارد از این رو ما این حس را به پنج قسمت تقسیم می کند که در مقاله بعدی به این مطلب می پردازیم .



    م - ف ::: یکشنبه 12/3/87::: ساعت 12:44 عصر
    نظرات دیگران: نظر


    روزنامه کارگزاران یادداشتی را به قلم «محمد قائد» -سردبیر روزنامه صهیونیستی آیندگان و نگارنده مقاله موهنی که منجر به تعطیلی ماهنامه جامعه سالم شد- منتشر کرد و طی آن دانشجویان را به اقدامات افراطی فراخواند


    روزنامه کارگزاران که طی ماه های اخیر نشان داده است ید طولایی در سپردن صفحات خود به قلم ضد انقلاب دارد، روز گذشته هم یادداشتی را به قلم «محمد قائد» -سردبیر روزنامه صهیونیستی آیندگان و نگارنده مقاله موهنی که منجر به تعطیلی ماهنامه جامعه سالم شد- منتشر کرد و طی آن دانشجویان را به اقدامات افراطی فراخواند. در این یادداشت آمده است:«باید به سرچشمه نابسامانی ها در وزارت علوم پرداخت. شعار استعفای وزیر یعنی می ریزند دانشجوها را باتوم کاری می کنند، و بعد باید روشن شود چه کسی دستور داد دانشجوها را بزنند. وقتی پاسخ ها حداکثری باشد، دانشجو هم مثل بقیه نتیجه می گیرد که خرده کاری و اصلاح گام به گام و این حرف ها شوخی و اتلاف نیروست و باید در هر فرصتی به سیم آخر زد.»


        محمد قائد در ادامه رویکرد دانشجویان را سکولار و مبتنی بر باورهای پوزیتیویستی خواند و مدعی شد: «وقتی دختر یا پسر جوان در کتاب ها می خواند که یادگیری، عاطفه، رشد مغزی و موج نور و صدا چیست، دیدی تجربی و عقلایی نسبت به جهان پیدا می کند. تاریخ دانشگاه در ایران، به پیروی از کلیت فرهنگ، روشنفکری این مملکت، تاریخ مخالفت با وضع موجود است. در ایران، به نظر دانشجو-روشنفکر هر چه در کشورش اتفاق افتاده یکسره خطا بوده، تقریباً هرکس قدرتی دستش بوده خیانت کرده، تقریباً همه نظرها نادرست بوده و این کشور از روز اول به بیراهه رفته است. نارضایی شدید و بی حد و حساب از جامعه و جهان در فکر عامه مردم ایران ته نشین شده و دانشجوی جوان یک دنیا درد و بیزاری و بدبینی را تئوریزه می کند.»


     



    م - ف ::: یکشنبه 12/3/87::: ساعت 12:19 عصر
    نظرات دیگران: نظر

                        


     باهزار جور مکافات راضی اش کردم تلفنی هم که شده چند سوال کوتاه ما را جواب دهد. از لحن صحبتش می شد حدس بزنی که چقدر حرفهای ناگفته اش را در دل نگه می دارد. خیلی هم که خبرنگاربازی در بیاوری و اصرار کنی حواله ات می کند به کتاب های خاطرات و می گوید هر چه هست همانجا چاپ شده و من هم حرف تازه ای ندارم. دست آخر هم آب پاکی را می ریزد روی دستت که «آقا راضی نیست. نمی خواهم کاری کنم که آقا را ناراحت کرده باشم.»


     اما به هرحال اجازه داد چند قدمی را در باغ خاطراتش با او هم قدم شوم.


     آشنایی اش با آقا به سالهای قبل از انقلاب باز می گردد.       


         خودش می گوید : « من از سال 42 نسبت به آقا ارادت داشتم. حالات معنوی ایشان از همان سالها مرا جذب کرد به طوری که به تدریج به جلسات درس و تفسیر ایشان راه پیدا کردم به نحوی که شاید در هفته دو سه بار آقا را زیارت می کردم.» قضیه آنجایی جالب تر می شود که می گوید:« بعدها با ایشان خیلی خصوصی تر شدم به طوری که به کلاس تدریس خصوصی شان راه پیدا کردم و بعد از اینکه مسجد امام حسن (ع) بر پا شد ، روزی دوبار هنگام نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا خدمت ایشان مشرف می شدم. شنیدنی خواهد بود اگر از کسی که این قدر به آقا نزدیک بوده بخواهی نگاهی به پشت سر خود بیندازد و آنچه می بیند را برای تو بازگو کند. لحن صدایش عوض می شود با نفسی عمیق حرارت دوباره ای به گفتار خود می دهد و آرام می گوید:« دیدن ایشان هرگز برایم یکنواخت نبوده است. هنوز هم با هر بار دیدن ایشان یک تازگی سراسر وجودم را فرا می گیرد و من هر بار که ایشان را زیارت می کنم چیز تازه ای یاد می گیرم و به خاطر می سپارم.»


    این رفت و آمدها و آن دوستی و شاگردی دیرینه عاقبت باعث می شود تا در سال 60 به سفارش خود آقا وارد بیت ایشان بشود و ویژه ترین امور بیت را به عهده بگیرد:« خریدهای منزل و پاسداری از اتاق کار آقا »


    خودش این طور تعریف می کند : در سال 60 آقا امر کردند به تهران بیایم و من با یکی دو نفر از دوستان آمدیم و حفاظت از اتاق آقا و خرج منزل و این قبیل کارها را به عهده گرفتیم. شرایط آن وقت شرایط خاصی بود؛ زمانی که ما آمدیم روبه روی ما و در فاصله چند متری ساختمان سوخته شهید رجایی قرارداشت.


    شرایط ویژه و ترورها در آن سال واقعا دلهره را برای ما به حداکثر می       رساند.


    صحبت را آرام آرام به سمت خود آقا می کشانم . آن چیزهایی که در طول این سالها از ایشان دیده و به خاطر سپرده است. اولین چیزی که از آقا ذکر می کند این است :« مهربانی و عطوفت باورنکردنی آقا» مهربانی ایشان و عطوفتشان نسبت به دوستان و اطرافیان به حدی است که اگر از دوستان کسی بر اثر مشغله های کاری مدتی خدمت ایشان مشرف نشوند آقا از آنها سراغ می گیرند و عجیب تر برخورد ایشان با مردم عادی است. خود من یکبار شاهد بودم آقا از میان جمعیت پیرمردی را نشان دادند و فرمودند که او را بیاوریم وچنان از او اکرام و احترام کردند که واقعا برای من عجیب بود. پرس وجو که کردیم معلوم شد نانوایی است که در زمان نوجوانی آقا در محل ایشان نان می پخته است.


    شمقدری صحنه ای را که برای خودش پیش آمده چنین توصیف می کند:یک روز آقا اظهار تمایل کردند که اتاق کارشان کمی مرتب تر شود. از طرفی برادران حفاظت از ما ایراد گرفتند که نباید وسایل اتاق را جابه جا کرد . طبعا اتاق باید به همان صورت باقی می ماند. آقا که آمدند کمی ناراحت شده بودند. به ایشان که توضیح دادم خیلی با تواضع فرمودند: حق با شماست.


        یکی از مسئولیت های او خرید مایحتاج منزل آقا است و این مرا ترغیب می کند تا در این زمینه هم اگر چیزی به خاطر دارد و برای گفتنش نیز مانعی ندارد، بگوید. اول امتناع می کند اما پافشاری من را که می بیند، اینگونه می گوید: در زمان ریاست جمهوری آقا دفتری داشتم که تمام خرج و مخارج منزل آقا را در آن ثبت می کردم و هنوز هم این دفتر هست. حالا که به آن دفتر نگاه می کنم برایم مثل اسطوره است؛ از خودم می پرسم چطور می شود یک رئیس جمهور، کل خرج یک سال خانواده اش را با 100 هزار تومان تامین کند.


        دیگر لحن صدایش کاملا تغییر کرده اینگونه ادامه می دهد: دقت آقا در این مسایل واقعا برایم باور نکردنی بود. یک بار خود من شاهد بودم وقتی می خواستند چک شخصی بنویسند، خودکار بیت المال را کنار گذاشتند و رفتند خودکارشخصی آوردند که مبادا با جوهر خودکار بیت المال امضایی برای خودشان زده باشند.


        چیزهایی که می شنوم دیگر توان سوال کردن برایم نگذاشته است. عظمت آقا را می شود از لابه لای صدای سالخورده این پیر پاسدار بیت آقا حس کرد. دلم می خواهد بیشتر بگوید که صدای اذان ظهر او را از پای مصاحبه بلند می کند و من با خودم زمزمه کنان از او خداحافظی می کنم: از علی (ع) تا به علی فاصله یک آینه است...


     


    پای حرف های جوادشمقدری؛ ریش سفید پاسداران آقامحمد راضی. 



    م - ف ::: یکشنبه 12/3/87::: ساعت 12:13 عصر
    نظرات دیگران: نظر

       1   2      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 2
    بازدید دیروز: 1
    کل بازدید :1978

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>لینک دوستان<<

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<